مكاتبه آخوند خراساني با ميرزاي ناييني در باب اتنقادات به حكومت فقيهان

از لينك زير ميتوانيد مكاتبه آخوند خراساني با ميرزاي ناييني در باب اتنقادات به حكومت فقيهان يا ولايت فقيه را مطالعه كنيد البته اينكه بنده اين مطالب را در اينجا قرار داده ام دال بر اين نيست كه تمام موارد آن را قبول دارم و تشخيص درست و غلط آن به عهده خواننده است از طرفي شايد برخي بگويند از كجا معلوم اينها سخنان آخوند باشد در جواب حديثي از حضرت امير را ميگوييم "بنگر چه ميگويد نه اينكه چه كسي ميگويد" پس مهم نيست اينها سخنان آخوند باشد يا نه مهم صحت يا عدم صحت آنهاست

دانلود کتاب مناظره میرزای نائینی و آخوند خراسانی - کتابناک

مناظره میرزای نائینی و آخوند خراسانی

نگاهي نقادانه به عقايد و افكار جبهه پايداري (حاميان آقاي دكتر جليلي)

نگاهي نقادانه به عقايد و افكار جبهه پايداري (حاميان آقاي دكتر جليلي)

بسمه تعالي

فبشرعباد      الذين يستمعون القول فيتبعون احسنه اولئك هديهم الله و اولئك هم اولوا الالباب


(قبلا مقاله داراي قسمتي بود در نقد كلامي از آقاي مصباح يزدي اما درطي صحبتي با يكي از دوستان بزرگوارم بنده به اشتباه خود پي برده و آن قسمت را حذف كردم )

اين سطور ميكوشد با نگاهي گذرا عقايد برخي اعضاي جبهه پايداري از جمله آقايان

پناهيان ، محصولي و بطور خاص آقاي نبويان را واكاوي كند و محور اصلي آن سخنان آقاي نبويان در باب ماسون بودن آقاي مشايي است .

در ابتدا لازم ميدانم چند نكته را متذكر شوم ؛

اول ؛ بنده از آقايان مشايي ، بقايي ، احمدي نژاد و افكار و عقايدشان برائت ميجويم و صريحا اعلام ميكنم هدف از اين سطور دفاع از جريان انحرافي نبوده و صرفا  نقد جريان جبهه پايداري است .

دوم ؛ بنده جواني 20 ساله و فاقد تحصيلات حوزوي هستم و به هيچ جريان و گروهي وابستگي ندارم جز حق و حقيقت و تعيين مصداق حق را از اختيارات خود ميدانم .

سوم ؛ اشهد ان لااله الا الله و محمد رسول و عليا ولي الله !

چهارم ؛ بنده بعنوان معتقد به دموكراسي احترام به و تبعيت ازقوانين را ير خود لازم ميدانم و ولايت فقيه را ارج مينهم و آيت الله خامنه اي –حفظه الله من الاشرار و خطاء – را به عنوان حاكم جامعه ام محترم ميشمارم .

پنجم ؛ اطلاعات اينجانب محدود است و ممكن است در مورد آقاي محصولي اشتباه كرده باشم .

ششم ؛ آشفتگي احتمالي مباحث مربوط به آقاي نبويان بدليل سعي در نقد مطالب طبق سخنراني ايشان است لذا پيشاپيش از خواننده عزيز پوزش ميطلبم .

و اما بعد ؛

 

الف آقايان روانبخش ، محصولي و نبويان :

ماجراي خمس 450000000 توماني اقاي محصولي و مصرف آن بعنوان هزينه هاي جبهه پايداري  از قول آقاي روانبخش اعلام شد و آقاي نبويان در پاسخ به آقاي مطهري نه تنها ماجرا را تكذيب نكردند كه فرمودند "اگر علما اجازه اينكار را بدهند آقاي مطهري نميتواند حرفي بزند " اما اينجا دو سوال مطرح است كه يكي از انها را در قسمت بعدي عرض خواهم كرد اما سوال دوم اينكه بفرمايند كداميك از مراجع چنين فتوايي داده اند كه نام ايشان را به جامعه مدرسين قم - بخوانيد جامعه تاييد صلاحيت مراجع – بدهيم كه لطف بفرمايند و تجديد نظري در صلاحيت اين مرجع عاليقدر بفرمايند كه به اين راحتي نص صريح قرآن را در باب موارد خرج خمس تفسير به راي ميكنند (بايد متذكر شد كه آقاي صانعي به اين بهانه كه رباي استنتاجي را مصداق ربا نميدانستند از مرجيعت (خلع) شدند و سايت ايشان فيلتر شد ولي امثال آقاي جناتي كه فتواهايي بسيار متفاوت تر و تندتر دارند همچنان كسي صلاحيتشان را مورد تشكيك هم قرار نداده زيرا سياسي نيستند ! )

آيا امثال آقاي محصولي ( كه از اعضاي جبهه پايداري و پيرو ساده زيستي هستند !) كه خمسشان 10000 برابر يارانه يك ماه هر ايرانيست اصلا ميتوانند مشكل فقر را حس كنند ؟

 

ب – آقاي نبويان :

اصل مباحث از اينجا به بعد بحث برروي سخنان آقاي نبويان در مدت قهر! آقاي احمدي نژاد كه صرفا در نقد آقاي مشايي بوده است ، ميباشد .

جناب آقاي نبويان فرموده بودند سال 85 در تركيه در مجلسي با حضور آقاي مشايي 13 دقيقه انواع رقص انجام شد ، فرمودند آقاي مشايي بحث دوستي با مردم اسراييل و آمريكا را مطرح كرده اند ، فرمودند قبل از انتخابات 88 در مجلسي با حضورآقاي مشايي قرآن را با دف و  رقص و آواز آورده اند ، فرمودند آقاي هوشنگ اميراحمدي از ملي گرايي آقاي مشايي دفاع و تعريف كرده اند و نمونه هاي ديگري از اشتباهات آقاي مشايي را برشمردند ، اما سخن اصلي اينجاست كه به قول خودشان "اصلاح طلبان (بخوانيد كفار!) به اسم دين مزخرفاتشان ! را نميگفتند" ،اما آقاي مشايي به اسم دين سخن ميرانند و آيا ميتوان گفت ، احمدي نژادي كه به مشايي مدال ميدهد ، افتخار به مشايئت با او ميكند و به گفته آقاي نبويان  به ايشان ميگويد حرف آقاي مشايي ( در باب مردم اسراييل ) درست بود و ما به احترام آقا چيزي نگفتيم و حتي بخاطر وي رودرروي كساني (از رهبري گرفته تا جنابعالي) كه وي را احمدي نژاد كردند ميايستد ، غير از مشايي است ؟و آيا با استفاده از دين ، دين را به قهقرا كشيدن ،رفتار منافقين نيست كه در قرآن از كفار بدتر شمرده ميشوند ؟ آيا همچنان ميتوان گفت " احمدي نژاد سالم سالم است " و آيا اين جمع نقيضين نيست و يا اينكه كسي پلي بشود براي رساندن انحراف به گوش بشريت و ويا عدم برائت از انحراف گناهي ندارد ؟ و آيا به فرض صحيح بودن فرض شما رو بازي كردن اصلاح طلبان بهتر است يا به اسم رهبري راي آوردن و در روي رهبري ايستادن ؟؟؟

آيا انحرافي كه به قول خودتان خطرش از فتنه  88 صدبرابر بيشتر است ، فقط 10% از دفاع شما از دولت را ميكاهد و از 80 به 70 % ميرساند ؟

و سوال ديگري كه در ذهن پديد ميايد اينست كه چرا زمانيكه مشايي آنهمه انحرافاتش را علني كرد سكوت كرديد ؟ چرا زمانيكه به موسي و نوح پيامبر (صلوه الله عليهما )و مديريت انبيا توهين شد سكوت كرديد ؟ زمانيكه مرحوم كردان به تمام ملت بزرگوار ايران دروغ گفت و مجلس را به سخره گرفت و آقاي احمدي نژاد رفتار ايشان را بسيجي وار خواندند سكوت كرديد و زماني انحراف و خطر را حس كرديد كه پاي حكم  رهبري به ماجرا باز شد ، آيا انبيا و قرآن و مردم و مجلس از درجه كمتري از احترام به نسبت رهبري برخوردارند ؟

فرموديد فضا تا الان باز نبوده و الان باز شده ، ميپرسم الان باز شده يا الان به عقايد شما درباب ولي فقيه حمله شده است كه برافروخته شديد ؟

در رابطه با مرحوم سيد جمال الدين اسد آبادي (ره) فرموديد ماسوني بوده است ، آيا شما و آقاي پناهيان فقط در امور انتخابي خودتان (نومن ببعض نكفر ببعض !!!) تابع رهبري هستيد ؟

آيا سخنان رهبر محترم انقلاب در رابطه با سيد جمال را شنيده ايد ؟ آيا ميدانيد ايشان سيد جمال را آغازگر بيداري اسلامي ميخوانند ؟

آيا آقاي پناهيان ميدانند كه رهبري محترم نظام در حمايت از دكتر شريعتي رفتار پاره تن اسلام (مرحوم مطهري ) را مبالغه آميز ميخوانند ؟

آيا در اين موارد مخالفت با رهبري اشكالي ندارد ؟

فرموديد بيت آخوند خراساني خوب نبودند ،‌اين روزها اين سخنان را در رابطه با بيوت مراجع ديگر (از جمله آقاي موسوي اردبيلي و آقاي وحيد خراساني - حفظهما الله - ) نيز ميشنويم و اين سوال به ذهن خطور ميكند كه چرا هرجا بزرگاني منش و روش ما را نقد كردند و ايراد گرفتند اگر نتوانيم خودشان را فاسد جلوه دهيم بيوتشان را فاسد ميخوانيم ؟

نامه مرحوم آخوند در باب ولايت فقيه به ميرزاي ناييني را بخوانيد و اشكالاتشان را منصفانه و بدون نگاه ايدئولوژيكتان  با وضع امروز جامعه مقايسه كنيد ، خواهيد ديد كه قريب به 98% شان صحيح است . از جمله آنجا كه مينويسند "در حكومت فقيه ( ناخواسته يا خواسته ) عده اي كه با ما موافقند ميشوند مافوق معصوم و عده اي كه مخالفند ميشوند مادون حيوان و از كمترين حقوق انساني نيز بي بهره خواهند شد" و امروزه آيا غير از اين است و آيا اين همان سياست بوش نيست ؟

فرموديد كوروش كيست ؟

علامه طباطبايي (ره) در الميزان معتقدند باحتمال زياد همان ذوالقرنين قر آن است .

منشور كوروش را بخوانيد تا شباهت هايش را با فرمان اميرالمونين(ع) به مالك اشتر(ره) درك كنيد .

از نوروز انتقاد كرديد حال آنكه اسلام به آن ارج مينهد آيا احاديث اهل بيت را در باب سنن و آداب غير حرام ملل و مخصوصا نوروز را خوانده ايد ؟

فرموديد مگر ممكن است آزادي اسلامي مقابل اسلام بايستد (در نقد سخن آقاي خاتمي) من ميپرسم مگر ممكن است عدالت رودرروي ولايت بايستد ؟ منظورم مباحث آقاي پناهيان در باب تقدم ولايت بر عدالت است .

فرموديد چرا از اول نميگويند منظورشان ضد ديني نيست (در نقد سخنان دكتر سروش) ميپرسم آيا اجازه تفسير توسط خود ايشان از عقايدشان را ميدهيد ؟ هربار هركسي حرفي زد برخلاف عقايدتان فورا تكفير شد .

شما بر خلاف آنچه شعار ميدهيد از مردم دنيا فقط مسلمين ، از مسلمين فقط شيعيان ، از شيعيان فقط اصولگرايان و از اصولگرايان نيز فقط جبهه پايداري ها را قبول داريد و بقيه را ساكتين فتنه ! ميخوانيد .

با وجود تمام انزجارم از افكار آقاي مشايي آيا اين جمله ايشان غلط است كه ميگويند "صف بندي مومن و كافر وقتي اصالت دارد كه فرصتها را براي انتخاب انسانها فراهم آوريم" ؟

آيا خودتان در جلسه مناظره با دكتر زيباكلام در نقد ليبراليسم از قرآن آيه اي با همين مضمون را قرائت نكرديد و حالا چون مشايي گفته است ، ولو حرف قرآن باشد‌ ، غلط است ؟

ملاك شما اشخاص هستند يا حق ؟

آيا 9 دي مردم براي امام حسين (ع) بيرون آمدند يا براي رهبري كه از آن باعنوان ميثاق با ولايت (آنهم ولايت آقاي خامنه اي) ياد ميكنيد ؟

جنابعالي جنگ را هم تحريف ميكنيد ، آيا حضرت امام (ره) ميخواست به عراق تجاوز كند و كربلا را تصرف كند مگر نه اينكه شيعه افتخارش اينست كه هرگز متجاوز نبوده اما همواره از آرمانهايش دفاع كرده است ؟

آيا شما حديث معروف پيامبر (ص) را درباب وطن شنيده ايد كه ميفرمايند "حبُّ الوطنِ من الايمان" ؟ كه ميفرماييد هيچكدام از مدافعان اين خاك براي ايران نرفتند و براي اسلام رفتند پس با اين تعبير شهداي اقليتهاي ديني شهيد محسوب نخواهند شد . با عرض پوزش ميپرسم آيا جنابعالي اصلا عرق ملي داريد ؟؟؟

علمايي مانند جنابعالي اسلام را به انحصار خود درآورده ايد و اجازه تفقه و تحقيق به ديگران نميدهيد چراكه اسلام شناس نيستند و با غياثي مع الفارق علوم انساني اسلام  را با علوم تجربي مقايسه ميكنيد حال آنكه ميبينيم پيامبر اكرم (ص) معاذ بن جبل را ، باوجود اينكه شيعه معتقد است وي يكي از 5 نفري بوده است كه قسم نامه اي براي قتل پيامبر و غصب خلافت را امضا كرده است ،با اجتهاد خودش ، مامور امور  نماز و صدقه اهل يمن ميكند .

آيا همه اديان تحريف شده اند و فقط ما برحقيم ؟ آيا اين توهين به عقايد  ديگران نيست و آيا همين ادعا را غير مسلمين نميتوانند برعليه اسلام داشته باشند ؟

از قول مقام محترم رهبري نقل كرديد "اگر جاييكه انحراف است و بايد توهين كرد ، اگر توهين  نكنيد اشكال دارد" اما قرآن كريم ميفرمايد خدا سبابين را دوست ندارد و حضرت امير (ع) در صفين ميفرمايند حتي به دشمن هم فحش ندهيد .

در باب سخنان آقاي يعقوبي فرموديد "دارند با نام امام زمان (عج) ريشه امام زمان(عج) را ميزنند" ميپرسم آيا رجوع به امام عصر (عج) (ولو اينكه روش آن غير صحيح و غير منطقي باشد) ريشه امام (عج) را زدن است ؟

آيا جمله  "اگر رهبر معظم انقلاب را به گونه اي در نظر بياوريم كه نتيجه آن فراموشي امام زمان (عج) باشد ، اين فعل در قبال رهبر معظم انقلاب باطل است " غلط است ؟

آيا حكم شوراي محترم نگهبان واقعا ديني و قانوني است و سليقه اي نيست ؟

آيا حكم شوراي محترم نگهباني كه اشخاصي مانند آقاي غرضي را تاييد صلاحيت ميكند و آقايان لنكراني و متكي را ردصلاحيت ، حكم امام است و سليقه اي نيست  ؟

آيا حكم شوراي محترم نگهباني كه كسي را رد صلاحيت ميكند كه با حكم رهبري جزء عناصر تشخيص دهنده مصلحت نظام است ، حكم خداست ؟

مگر همين شوراي نگهبان در سال گذشته گذاشتن شرايط سني براي كانديداها را مغاير با قانون اساسي نخواند و اجازه تصويب اين قانون را نداد ، پس چطور حالا در نظر گرفتن شرايط سني مغاير قانون نيست ؟

و اگر آقاي هاشمي در جريانات تلخ ( به احترام آقاي نبويان بخوانيد فتنه ! ) سال 88 ، نقش داشته است ، چرا در دادگاه عادل مشروع محاكمه نميشود و اگر دادگاهي توانايي يا دلايل كافي براي اثبات اين مدعي را ندارد چرا شوراي محترم نگهبان با تكيه بر آن يكي از عناصر بزرگ انقلاب را براي رياست جمهوري بي كفايت ميداند ؟

شما سياسي كار نيستيد ؟ ملاك شما ديني است ؟ آيا توهين به انبيا و قرآن و چپاول بيت المال ضد ديني نيست كه در مقابل آن سكوت كرديد  ؟

آيا گفتمان امام و انقلاب انحراف و فقر و سرخوردگي بين المللي است كه ميگوييد احمدي نژاد گفتمان امام (ره) و انقلاب را زنده كرد ؟

آيا به هر روش و با هر وسيله و نتيجه اي ملزم به رسيدن به اهدافمان هستيم ؟ آيا اين تفكر ماكياولي نيست ؟

آيا مسكن مهري كه به گفته رييس كميسيون اقتصادي مجلس 36000000000000 (بخوانيد 12 بار اختلاص !) بدهي به بار آورده و اصلا هم شباهتي به  معماري اسلامي ( ايراني بودنش هم كه اشكال دارد ) ، ندارد ، دستاورد بزرگي است ؟

آيا فقر ناشي از باصطلاح هدفمندي يارانه ها و مشكلات و تبعات حاصل از آن (در دين و فرهنگ و روان و كانون خانواده هاي مردم ) توجيه پذير است ؟

فرموديد " از دولت به جد دفاع ميكنيم " طبق فرمايش خودتان قدرتي كه مشايي در دول نهم و دهم داشت و دارد خود رييس جمهور ندارد و از طرفي مشايي را ماسوني و منحرف بزرگ ميخوانيد ، آيا دفاع عالم ديني از انحراف جمع نقيضين نيست ؟

در رابطه با آقاي مصباح فرموديد " المؤمن ينظر بنور الله " آيا امثال آقاي مصباح كه بسياري چشم در گرو رفتار و گفتارشان دارند و به نوعي ميتوان گفت از زعماي امت اند ، بايد زماني انحراف را بشناسند كه كشور را به ويرانه مبدل كرده اند و آيا در دقيقه 100 و بعد از بازي گل زدن ارزشي دارد ؟ و سوال ديگر آنكه مگر فقر و فشاري كه بر مردم در اين دولت تحميل شد از انحراف كمتر اثر سوء داشت كه جنابعالي و آقاي مصباح كوچك به شمارش آورديد و آقاي مصباح حتا از رييس جمهور آينده هم حل اين معضل مخرب و عظيم را در اسرع وقت و بعنوان اولويت اول نميخواهند ؟

به دكتر جليلي راي نميدهم زيرا ؛

آيا با اين تفاسير نميتوان گفت دكتر جليلي همان احمدي نژاد است كه جبهه پايداري ميخواهد دوباره علمش كند اما اينبار بدون مشايي ؟ و آيا مسئله اقتصاد و سياست خارجه ضعيف احمدي نژاد هم تقصير مشايي بوده و تنها مشكل احمدي نژاد وجود مشايي است يا مديريت و منطق ضعيف و طرز تفكر قيم مابانه اش ؟

شايد عده اي بگويند خب اينها اشتباهات جبهه پايداري است و ربطي به دكتر جليلي ندارد در پاسخ بايد بيان كرد كه مشكل اصلي قشر حزب اللهي و اصولگرايان با شخصي مانند دكتر عارف چيست ؟ آيا غير از اينست كه چون وي نماينده جرياني به اسم اصلاحات است و اين نمايندگي و ارتباط دوطرفه است (يعني هم اصلاحات اورا نماينده خود ميداند هم او خود را نماينده اصلاحات ) پس گزينه مناسبي براي اصولگرايان نيست ؟ آيا دكتر جليلي كه نمايندگي دوطرفه جرياني (جبهه پايداري) با طرز فكر و عملكرد فوق را برعهده دارد و خط فكري خود را از آنها ميگيرد ميتواند مغاير با آن طرز فكر عمل كند ؟

عده اي ميگويند چون دشمن از رسانه هايش (bbc,voa,alhayat,…) دكتر جليلي را بعنوان خطر تلقي ميكند پس ايشان شخصي انقلابي و اصلح ترين گزينه است در پاسخ ميگويم بلاتشبيه مگر معاويه از خوارج بد نميگفت و همچنين مگر ال زبير دشمن خوارج نبودند و مگر بني اميه دشمن ال زبير نبود آيا اينكه دشمن از كسي تعريف يا در مذمتش سخن بگويد ملاك اصلي است مگر طلحه و زبير نقش در به خلافت رساندن حضرت امير از حاميان اصلي نبودند ؟ آيا اين حمايت بايد موجب بدبيني ما به حضرت امير بشود ؟

اينكه نيامده بگم بگم هايشان را شروع كرده اند به چه معناست ؟

اينكه دكتر جليلي در مناظرات تلوزيوني كمتر از وضع موجود و سياستهاي غلط دولت انتقاد ميكنند و حتا گاهي اوقات زبان در دفاع از سياستهاي دولت ميگشايد نشانه چيست ؟

مهمترين حاميان دكتر جليلي جبهه پايداريها هستند كه گوشه اي از طرز تفكرات و رفتارشان در سطور بالا بيان شد ، حال اين سوال مطرح است كه از كجا معلوم جبهه پايداري امروز هم مانند ديروز و پريروز ( بخوانيد 84 و 88 كه به گفته خود آقاي نبويان ، آقاي مصباح و شاگردانشان ، بخوانيد جبهه پايداريها ، بودند كه احمدي نژاد را احمدي نژاد كردند ) در انتخاب فرد اصلح اشتباه نكرده باشد و چه ضمانتي وجود دارد كه دكتر جليلي هم پيرو همان سياستهاي احمدي نژاد نباشد كه كشور را در 8 سال گذشته به قهقرا برده است ؟ شايد عده اي در پاسخ بگويند كه ما گفتمان سوم تير و عملكرد دور اول احمدي نژاد را قابل ارزش دانسته و از آن حمايت ميكنيم . در پاسخ ، اين سوال مطرح ميشود كه دستاوردهاي مهم احمدي نژاد چه بوده است و چقدر توانسته به شعارهاي خود ( كه امروز دوباره از زبان آقاي جليلي مطرح ميشوند ) جامه عمل بپوشاند ؟ شعار دادن و حرفهاي خوب زدن و خوب حرف زدن اسان است عمل سخت است ، بلا تشبيه بلا تشبيه و بازهم بلا تشبيه خوارج هم از دين دم ميزدند و حرفهاي خوب ميزدند اما در عمل عكس آن را پياده ميكردند ! آيا آقاي احمدي نژاد در كشور عدالت و مهرورزي و خدمتگزاري را گستراندند يا اينكه دقيقا عكس آنها را پياده كرد و درحاليكه عده اي در تب فقر ميسوختند ، عده اي ديگر با ارز دولتي ماشين لوكس وارد ميكردند و با امكانات دولتي و بيت المال ايرانيان ستادهاي انتخاباتي ميساختند و سفرهاي انتخاباتي ميرفتند و همايشهاي انتخاباتي برگزار ميكردند و شعار زنده باد بهار را در شرايط خزان كشور فرياد ميزدند ؟

احمدي نژادي كه بخاطر استيضاح وزير كار ، آن جنجال و تنش را در مجلس و به تبع آن در كشور ايجاد كرد و تهديد كرده بود كه درصورت عدم احراز صلاحيت ( بخوانيد رد صلاحيت ) مشايي پرونده هاي بسياري را رو ميكند ، چرا تاكنون سكوت كرده است ؟ و چرا ستادهاي انتخاباتي آقاي مشايي بعد از گذشت هفت روز از اعلام نظر شوراي نگهبان بسته شد ؟

احمدي ن‍ژادي كه در طول 8 سال اخير تمام وزرايي را كه كوچكترين مخالفتي با وي داشته اند ، بي هيچ مهابايي عزل كرده تاجايي كه رهبري محترم نظام مجبور به دخالت شدند و در آخرين نمونه آن سركار خانم دكتر وحيد دستجردي را (كه انصافا يكي از زحمتكش ترين و كم اشتباه ترين وزراي كابينه وي بودند ) بخاطر يك انتقاد كوچك راجع به تخصيص ارز دولتي به واردات ماشينهاي لوكس در وضعيتي كه مردم در تهيه دارو شديدا در مضيغه اند و حتي قيمت برخي داروهاي سرطان به 11000000 تومان هم ميرسد ، براحتي در ماههاي آخر دولت ، عزل كرد ، چرا هنوز آقاي جليلي را بعنوان دبير شوراي عالي امنيت در اين پست ابقا كرده است ؟ آيا دليل آن عدم و جود زاويه با وي است يا دليل ديگري دارد ؟ بنده به دنبال اين نيستم كه اثبات كنم آقاي جليلي نماينده يا آدم آقاي احمدي نژاد در ميدان سياست است و اين اصلا مهم نيست كه باشند يا نباشند بنده فقط ميخواهم شباهتهاي اين دو شخص با يكديگر را بيان كنم

دكتر جليلي در اين شش هفت سالي كه در عرصه هاي سياسي فعاليت نسبتا برجسته داشته اند ، جز دبيري شوراي عالي امنيت ،  چه فعاليت اجرايي و دستاورد مهمي داشته اند ؟

در سال 88 ديديم ، آقايان موسوي و كروبي شروع به تخريب و انتقاد از دولت كردند و آقاي احمدي نژاد هم تا جاييكه ميشد از خود دفاع كرد و هرجا چيزي براي دفاع در چنته نداشت ، شروع به تخريب ديگران كرد ، از سران سازندگي و اصلاحات گرفته تا همسر رقيب خود و ما در آن شرايط شاهد بوديم كه تنها كسيكه برنامه مدون و بصورت جزئي ارائه كرد  ، دكتر رضايي بود و الان نيز ميبينيم آقاي جليلي و ديگر آقايان - بجز همان دكتر رضايي و تا حد قابل قبولي دكتر روحاني- برنامه اجرايي ، مدون و بصورت جزئي ، نه فقط نقد شرايط موجود و شعار "ما شرايط را درست ميكنيم" ، ندارند و خدا ميداند اگر دكتر جليلي رييس جمهور شوند چند وقت طول ميكشد كه فقط برنامه اي براي اقتصاد ويران كشور تهيه كنند ؟

و در يك كلام براي راي ندادن به دكتر جليلي 8 سال دليل وجود دارد ، خوب ببينيد تا ببينيد .

 

ما آنچه شرط بلاغ بود ، گفتيم ...

ياعلي @

خواندن مطالب زير نيز خالي از لطف نيست

پاسخ ستاد روحانی: با آن سند دوصفحه ای پر از غلط آبروی ایران را در جهان بردید



مرخصی به سبک سعید جلیلی

http://www.ghanoononline.ir/News/Item/73563/25/%D9%85%D8%B1%D8%AE%D8%B5%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%B3%D8%A8%DA%A9-%D8%B3%D8%B9%DB%8C%D8%AF-%D8%AC%D9%84%DB%8C%D9%84%DB%8C.html


(ما انصاف داريم اينارم ميذاريم )

پاسخ به ۷ شبهه درباره جلیلی

سعید جلیلی اظهارات برادرش را تکذیب کرد

http://www.vom.ir/index.php?option=com_content&view=article&id=11330:1392-03-13-08-18-11&catid=2:1390-05-18-09-15-10&Itemid=18