رفتي بجنگي كه چي؟

اتل متل ستاره ، جون ميده تو دل شب

ميگن بمير واسه ي ، اونكه برات كنه تب

حرفامو گوش ميكني ؟ ، با تواما داداشي

كلي سوال دارم ، اگه به گوش باشي

رفتي بجنگي كه چي ؟ ، عكست بره رو طاقچه؟

يا كه يه گل بكارن ، به ياد تو تو باغچه؟

رفتي بجنگي كه چي ؟ ،به راهتون شك كنن؟

اخراجيا بسازن  ،جنگو پلي بك كنن؟

براي خنده هاشون شمارو دلقك كنن ؟

يا اينكه اسمتونو ، رو كوچه ها حك كنن ؟

اينجا كسي نميگه چرا رفتي زير تانك

يا كه چرا خونتون ، حراج ميشه توي بانك

رفتي بجنگي كه چي ؟ ،بچه ات نره به خدمت ؟

يا كه ليسانس بگيره با سهميه جبهت؟

اينجا همه شاكين بخاطر سهميه

سهم شما از اين خاك خياليه ، وهميه

شما ها كه شهيدين زنده هاتون گم شدن

تو اين هواي سمي ، مرده تجسم شدن

حتي رو كوچه ها هم ، اسم شما ديگه نيست

ديگه اسم كوچه هاست ، ياس يك و دو تا بيست

يه چيز برام جالبه ، رفتي بجنگي كه چي ؟

سرخي رنگ خونت بشه چادر مشكي

بره سر مادرت كه واسه تو صف نون

دل بسوزونن براش ، بهش بگن مادرجون

بچه بزگ كردي كه ، يه روز بره بميره ؟

يا اينكه توي پيري ، دست تورو بگيره ؟

رفتي بجنگي كه چي ؟ ، گوشت جلو گوله شي؟

جسمتو پر پر كنن ، آخه داداش واسه كي؟

براي دخترايي كه عفت ميفروشن

يا برا گرگايي كه كت بره ميپوشن ؟

يا واسه مادرت ، كه مث ماه خم شده

يا برا بابابيي كه نفس براش سم شده؟

شايد برا اونايي كه حالا با اسمتون

رييسن و ميچرن تو خاك مادريتون ؟

رفتي بجنگي كه چي ؟ ، بگي كارت رديفه

بگي بما كه مردم ايمونتون ضعيفه ؟

رفتي بگي تو جهبه بوي خدا ميومد ؟

اما حالا چي ؟ اينجا باز يه ندا در اومد

نداي مردي غريب ، تكرار تاريخ غم

يكي كمك مي كنه تموم شه اين جهنم ؟

رفتي بجنگي كه چي ؟ ، شبيه مولا بشي ؟

سخته تو آب باشي و بخواي تشنه جون بدي

شايد ميخواس بم بگه ، اونيكه هستيشو داد

اگه نباشه ايران بهتر تن من مباد ...

راز

يه قاب عكس رو ديوار

بدون شيشه سربازه

يه عكس نصفه تو اونه

بقيش هيس يك رازه

يادت رفته دم رفتن

لباتو با لباش ميدوخت

وجودت يخ ميزد اما

جهنم رو لبات ميسوخت؟

هزار و يك هزار و دو

نفس رو لحظه رو بشمار

يه بوق  ممتد منفور

يكي پشت دره انگار

برو ديگه برو آره

لباساتو نميشورم

بوي تندي ميده اما

ميفهمونه بهم دورم

آره دورم من از هستي ام

پر دورم سگ ولگرد

نميدونم كه من رفتم

يا كه هستيم منو ول كرد؟

منم ميرم از اين خونه

جهنم خونه ام سگ خور

بدون تو نميتونم

بمونم توي اين آخور

آره درس شنيد گوشت

كه مثل آخوره دنيا

همه تو فكر نون شب

خدا بزرگه تا فردا

ولي فردا خدا گم شد

توي بهبوهه عالم

خيالت تخت رازت رو

يه جاي امن ميكارم

آره زيباي من عشقم

خدا هم مال تو باشه

كه تو قدرش رو ميدوني

بذار اونم معما شه ...

حسم به تو

عجب حس نازيست حسم به تو

همان كشف رازيست حسم به تو

و در مستي اش رقص هم ميكنم

به سازش ، که سازيست حسم به تو

پر از قِر پر از شور و پر كوبش است

و يك ساز جازيست حسم به تو

هولوكاست افسانه قلب من ،

و سردار نازيست حسم به تو

چو اطفال وابسته هستم به آن

و اسبابِ بازيست حسم به تو

وجودم از اين حس پديد آمده

و يك خانه سازيست حسم به تو

زمينش من و آسمانش تويي

ولي خب مجازيست حسم به تو

و ياهو مسنجر پل ارتباط

عجب حس نازيست حسم به تو ...

 

درمان دردها

ما كه اول لنگ خود انداختيم

وارد بازي نگشته باختيم

ما ز هر واژه غزلها ساختيم

با همه اينها تو را نشناختيم

ما به مرگ جاهلي خواهيم مرد

شعله قلبش بي شما خواهد فسرد

گرده ات بر باغ ما افشان نشد

جاي شهد اينجا يكي تلخ ابه خورد

سيصد و اندي نفر هشيار نيست

چارده قرن است گشتي يار نيست

خود بيا تكيه به زانويت بزن

راستي اقا در ايران كار نيست

اي كه ذكر تو شفا نامت دوا

مادرم حالش بد است اقا بيا

دردهايم بيشمارند و زياد

پس براي من دعا كن مهديا

تو نيايي درد درمانش كجاست؟

تو نيايي شهر ما كرب بلاست

نكند اقا هواي پشت ابر

بهتر از آب و هواي شهر ماست؟

يوسف اينجا در عزيزي مست مست

و زليخا عاشق صد يوسف است

عالمان شهر ابوموسي شدند

باز هم دندان ثارُلَّه شكست

چهار اصل دين فقط داريم ما

از عدالت دم زدن يعني خطا
هرچه ميخواهند آقا ميكنند

باستناد حكمي از سوي شما

گوشها كر چشم هامان كور شد

اريايي بودن از ما دور شد

ما ميان كفر و ايمان گم شديم

اختيار اينجا تماما زور شد

تو بيايي مشكلاتم گشته حل

پس بيا درمان دردم العجل

گر وراي پرده غيبت خوشي

خب نيا اما دعا كن لااقل ...

 

آدم شيشه اي

سلام عزيز من چطوره حالت ؟

باز اومدم بهت شكايت كنم

ميدونم حسشو نداري اما

ميخوام يه كم تكراري صحبت كنم

نيا جلو همه كسم نميخوام

نميتونم سر رو شونت بذارم

ازت بدم مياد ولي بجز تو

چيكار كنم هيچكسيو ندارم

اين عطرو خاطرات اون يادته؟

يه روزايي تموم زندگيت بود

حالا فقط يه شيشه يادگاره

تو يه اتاق تاريك پر از دود

پا تو بذاري جاي پاي دودا

ميون تاريكي بمن ميرسي

لباس روز اولم يادته؟

الان بياي به يه كفن ميرسي

ببخش آره اينو با تو نبودم

يه لحظه فك كردم هنوز قديماس

روزاييكه يكي بوديم منو اون

روزايي كه برا تو خوب آشناس

عيبي نداره آدم شيشه اي

مگه تو چيت از بقيه كمتره؟

كه لاونا دنيامو جهنم كنن

تو ام بسوزون كه اينم ميگذره

از تو فقط من يه گلايه دارم

اينكه چرا ميذاري بازيچه شي ؟

چوب حراجو ميزني به قلبت

به قيمت چي ، چرا ، واسه كي ؟ ...